خرید بک لینک

نزدیک پله های خروجی مترو که شدم، صدای شدید قطره های بارون شنیده میشد. مردم هم دم خروجی وایساده بودن و نمیرفتن زیر بارون، جمعیت رو کنار زدم و رفتم زیر بارون. تا برسم به اتوبوس خیس خیس شدم...

هی رفیق گاهی نترس از خیس شدن و لذت ببر...

برچسب: نویسنده: آوا صالح‌پور تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 14:46

صفحه بندی